حمد الله مستوفي قزويني
637
تاريخ گزيده
شيخ معروف ابو محفوظ بن فيروز [ 1 ] كرخى وفاتش ، در سنه مأتين هجرى ، به زمان مأمون . [ مادر و پدرش ترسا بودند ] [ 2 ] . او را بمعلم دادند . معلم او را مىآموخت ثالث ثلاثة : او مىگفت [ نه ] [ 3 ] بل هو الله الواحد . معلم او را بزد . بگريخت و بر دست على بن موسى الرضا مسلمان شد و در سلوك آمد . بعد از او مادرش و پدرش نيز مسلمان شدند . از سخنان اوست : تصوف گرفتن حقايق است و گفتن بدقايق و نااميدى از خلايق و بريدن از علايق . هر كه بدل از خدا بر گردد خدا بمغفرت از او باز گردد و هر كه با خدا گردد بطاعت ، خدا با او گردد برحمت و خلق را معتقد او گرداند . در حالت نزع او را گفتند كه وصيتى كن . گفت در ملك من غير از اين پيرهن نيست به صدقه دهيد تا برهنه روم چنان كه آمدم . شيخ محمد سماك [ 4 ] معاصر معروف كرخى بود . از سخنان اوست : تواضع آن است كه خود را بر هيچكس فضيلت ننهى . [ هر كرا درد معنوى بود درمان او بجز انس با حضرت عزت نيست . ] سالك تا تارك نشود و اصل نگردد . [ 5 ] شيخ بهلول [ گويند ] [ 6 ] عمزادهء هارون الرشيد بود . روزى در پيش خليفه رفت . خليفه عمارتى عالى ساخته بود . بهلول را گفت چيزى بر اين عمارت بنويس . بهلول پارهء فحم [ 7 ] برداشت و بر آنجا نوشت : رفعت الطين و وضعت الدين . رفعت الجص و وضعت النص . ان كان من مالك فقد اسرفت « * ( إِنَّه لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ 6 : 141 ) * » [ 8 ] و ان كان من مال غيرك فقد ظلمت « * ( وَالله لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ 3 : 57 ) * [ 9 ] » و هم منقول است كه اين دو بيت از سخنان شيخ بهلول است كه بر عمارت هارون الرشيد نوشت :
--> [ 1 ] - ر ، نفحات الانس : كنيت وى ابو محفوظ است و نام پدر وى فيروز - ق : شيخ معروف محفوظ بن فروخ كرجى - ب : شيخ معروف بن محفوظ فيروز - معروف محفوظ بن فيروز . [ 2 ] - ب ، تذكرة الاولياء - ساير نسخ : در اول ترسا بود . [ 3 ] - ب ، تذكرة الاولياء . [ 4 ] - تذكرة الاولياء : محمد بن سماك . [ 5 ] - در حاشيهء نسخهء ر آمده : وفاتش در سنهء ثلاث و ثلاثين و مايه . [ 6 ] - م ، ر ندارد . [ 7 ] - ذغال . [ 8 ] - قرآن كريم سورة الانعام 141 . [ 9 ] - قرآن سورة آل عمران 57 .